
قرص «ریلیف» به مثابه سوخت بدنیِ زنانِ کارگر
برگرفته از روزنامه «پیام ما»
شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵
گزارشگر: آمنه سپهر
این گزارش در روستاها و زمینهای کشاورزی اطراف داراب در استان فارس میگذرد و زنان کارگر فصلیای را توصیف میکند که پیش از روشنشدن هوا، در چهارراه روستا منتظر میایستند تا نیسان «کلمحمود» برسد و آنها راهی مزارع پیاز، بادمجان و گوجهفرنگی بشوند. با خودشان معمولاً بطری آب، چند تخممرغ و سیبزمینی آبپز، دستکشهای وصلهدار و قرصی به نام «ریلیف» دارند؛ دارویی که برای آنان نه وسیله درمان، بلکه سوختی اجباری برای ادامه کار محسوب میشود.
گلبس، زن ۶۳سالهای که شوهرش ازکارافتاده، میگوید: «من اگه این قرص هندی نباشه، کمرم راست نمیشه. چطور سر زمین وایسم؟» او با مصرف «ریلیف»، درد را تا غروب عقب میاندازد تا بتواند خرج زندگی را تأمین کند: «اگه نخورم، همون ساعت اول باید دستازپادرازتر برگردم خونه. اونوقت کی خرج منو با اون پیرمرد علیل میده؟»
سلیمه، کارگر ۳۸ساله، در حالی که خار بادمجان را از دستش بیرون میکشد، تصویر تکاندهندهای از مبادله سلامت با نان ارائه میدهد: «شبها از گزگز دستام خوابم نمیبره. انگار داریم نون شبمون رو با تیکهتیکهشدن دستامون عوض میکنیم.» ناهید نیز بیوهی ۲۵سالهای است که شوهرش را در سانحهای از دست داده و حالا برای آینده دخترش آیناز کار میکند:…
در کامنت








پاسخی بگذارید