پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

“راشی دم دار “محسن بافکر لیالستانی

۱-

“راشی دم دار”

دامیشگ خیال گودم

یته دارم، راشی دم

اوشونَ نوشون،

که یه روز، شاید وگردن،

خوشونَ خونانَ یاتنِ به،

الون، دونم

یته کونه خونام، مئلِّه مئ

که هیچ رادواری،

هرگی می ورجاجی، را دنوارنه.

برگردان:

“درخت کنار گذرگاه”

پیش از این گمان می‌کردم/ درختی هستم کنار گذرگاه/ نشانی آنانی که شاید/ روزی بازگردند/ برای یافتن خانه‌هایشان/ اکنون می‌دانم/ خانه‌ای قدیمی‌ام در محل/ که هیچ رهگذری/ هرگز از کنارم عبور نمی‌کند

۲ –

“عدت”

عدت بودم/ ای وارشه که هر روز وارنه/ و ای آفتوئه که هیچوقت نتوبه/ اوجور که عدت بودم، تا/ که خیلی زمته، مه یادوادی

“عادت”

عادت کردم/ به بارانی که هر روز می‌بارد/ و به آفتابی که هیچگاه نمی‌تابد/ آنگونه که عادت کردم، به تو/ که سال‌هاست فراموشم کرده‌ای


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب