پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

شعری از بهروز صدیقی

بهروز صدیق

  • متولد سال ۱۳۴۸ در پارس‌آباد مغان / استان اردبیل
    • شاعر، مترجم و فعال حوزه ادبیات کودک

از ایشان تاکنون 5 مجموعه ‌شعر منتشر و دو ترجمه از لئو تولستوی با عنوان «هسته زردآلو» و اورهان کمال با عنوان «سه سال و نیم با ناظم حکمت» به ترکی آذربایجانی ترجمه شده است. کؤلگه‌م‌له من

دیزی- دیزی سورونوروک تبریزی

اؤله‌زین بیر آخشامین قاتی قارانلیغیندا.

اوره‌ک آتیشمالاریمیز

قونشوموز اوستونه چؤکن

او ییخیق دووار.

آدیم قان

آددیمیم ‌قان

یاراسا یووالامیش یارالاریمدا.

«گونش» چایخاناسینا دؤنوروک

کؤنلوموزده دولوخسانمیش

یاغماز بولود.

هئیبه‌میزده پؤهره‌له‌نن

سرم، ایینه؛

یول گئدیریگ

بو دویوندن او دویونه!

قارا سئودا یئرییر ایلیک‌لریمه

تبریز قوینومدا اؤله‌زین شام

آخ‌خ‌خ‌خ‌خ

لعنته گله‌سن، لعنته یاشام!

من و سایه‌ام

ترجمه به فارسی: رامیز تای‌نور

من و سایه‌ام

روی زانوها می‌خزیم تبریز را

در تاریکی غروبی نیمه‌جان.

ضربان قلب‌های‌مان

چون دیواری شکسته

آوار بر همسایه.

نامم خون

گامم خون

خفاش لانه کرده در زخم‌هایم.

می‌پیچیم به چای‌خانه‌ی «گونش»*

در سینه‌های‌مان

بغض ابری که نمی‌بارد.

و در کوله‌پشتی‌مان

جولان سرم و سرنگ؛

ره می‌سپاریم

از گرهی به گرهی دیگر!

عشقی کور می‌دود در مغز استخوانم

تبریز همچون شمعی رو به خاموشی در آغوشم

آخ‌خ‌خ‌خ‌خ

لعنت بر تو باد، لعنت بر تو

زنده‌گی.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب