پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

سینمای ماساکی کوبایاشی- خالد نورا

سینمای ماساکی کوبایاشی، تیغ تیزِ نقدی‌ست که بر رگِ خفقانِ تاریخِ جاپان کشیده و پرده از ریاکاریِ نظام‌‌های فاسد آن می‌کشد. هاراکیری ۱۹۶۲ شاه‌کارِ بی‌پروای کوبایاشی، انفجارِ خشمِ هنرمندانه‌ی یک کارگردان متعهد بر علیه‌ی تمامیِ ساختارهای دروغینی‌ست که شرافت انسانی را به مسلخِ قدرت می‌برند. هاراکیری را نباید در مقام یک فیلم سینمایی سرگرم کننده در اوقات فراغت دید. این اثر مانده‌گار که در فهرست بهترین فیلم‌های عمر من در جای‌گاه پنجم قرار دارد یک مشت گره کرده‌ی اعتراضی‌ست. کوبایاشی با دوربینی که مثل شمشیرِ سامورایی‌های شورشی می‌درخشد، پرده‌ی پوسیده‌ی آیین‌های مقدس‌نما را می‌درد و از پشتِ آن، چهره‌ی بدذات اربابانِ خون‌خوار ثروت‌مند را نشان‌مان می‌دهد. هاراکیری روایتِ مرگی است که به زنده‌گی معنا می‌بخشد؛ فریادی که از عمقِ تاریخِ ستم‌زده‌ی جاپان برخاسته و امروز هم پس از گذشت شصت‌و‌سه‌ سال، گوش‌های کرِ مستبدان بی‌شماری را می‌آزارد. کوبایاشی در اولین صحنه از هاراکیری با نگاهی تلخ و گزنده؛ زرهی تشریفاتی از سامورایی‌های دوران فئودالی را به‌تصویر می‌کشد. این زره مقدس که از کاه و پنبه پر شده، در اتاقی تاریک و پر از دود بر سکویی بلند نشسته است و گویا بر همه چیز نظارت می‌کند. زرهی مقدس که اربابان خانه ایِی آن را با اشتیاق می‌پرستند. کلاه‌خودی خالی از چهره‌‌ی انسان که نمادی‌ از ایدئولوژیِ پوچی‌ست که جز ظاهرسازی و حفظ نظام سلسله‌مراتبی، هیچ ارزش انسانی در وجودش ندارد و به نحوی هیچِ پُر از خالی‌ست. کوبایاشی هوش‌مندانه نقدهای تند خود را به ساختارهای قدرت، در قالب ‌فیلم‌هایش نشان می‌داد و در طول عمر سینمایی خود هم‌واره در تقابل با نظام حاکم جاپان قرار داشت. او زیر پوشش داستان‌های تاریک فیلم‌هایی که خلق می‌کرد، اعتراض تیزش را بر علیه‌ی آن‌چه که بود و نمی‌باید که می‌بود؛ وارد می‌کرد. هاراکیری با خشونت نمادین و صراحت بی‌پروای خود، به‌صورت کاملا واضح و پیدا اثری ضدحکومت جاپان بود که تاریخ و اوضاع معاصر آن کشور را به باد انتقاد گرفت. کارگردان با دیدی تراژیک به پیوندهای جاپان با گذشته‌ی نظامی‌گری‌اش و مفاهیم فاسد شدنی مثلِ «شرافت سامورایی» نقاب از ریاکاری یک خاندان ثروت‌مند و قدرت‌مند فئودال برمی‌دارد. او یقه‌ی مخاطب را می‌گیرد تا در آیینه‌‌ی تاریخ، تصویر حقیقی جامعه‌‌ی معاصرش را مشاهده کند. او طی مصاحبه‌ای در سال ۱۹۹۴ به روشنی عنوان می‌کند «تمام فیلم‌های من از دوره‌ای به بعد، درباره‌ی مقاومت در برابر قدرت تثبیت‌ شده است؛ من همیشه با اقتدار درگیر بوده‌ام». این روحیه‌ی سرکش از جوانی در او وجود داشت. کوبایاشی پس از تحصیل در رشته‌ی تاریخ هنر در دانش‌گاه واسِدا که قدیمی‌ترین دانش‌گاه خصوصی جاپان در غرب توکیو و در منطقهٔ شینجوکو است به استودیوی شوچیکو پیوست و سپس به ارتش فراخوانده شد. اما چشم‌ بادامی صلح‌طلب، با امتناع از پذیرش درجه‌ی افسری عملاً به نظام و ارتش جاپان “نه” گفت. پس از جنگ، فیلم اتاق دیوارهای کلفت را در سال ۱۹۵۳ بر اساس خاطرات جنایت‌کاران جنگی ساخت که تا سال ۱۹۵۶ سینماهای جاپان از ترس واکنش جامعه و دولت، از نمایش فیلم جلوگیری کردند. استیون رابرت پرینس منتقد، مورخ، نظریه‌پرداز و استاد مطالعات ارتباطات و سینما در موسسه‌‌ی پلی‌تکنیک ویرجینیا و دانش‌گاه ایالتی ویرجینیا دو سال قبل از مرگش در کتاب رویای مقاومت «سینمای کوبایاشی ماساکی» منتشر شده در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات دانش‌گاه راتگرز، به نقل از کوبایاشی ماساکی می‌نویسد که او فیلم هاراکیری را مهم‌ترین و فشرده‌ترین اثر سینمایی خود می‌دانست. فیلم‌نامه‌ی هاراکیری را شینوبو هاشیموتو، هم‌کار همیشه‌گی کوروساوا در آثار برجسته‌ای مثل؛ هفت سامورایی و راشومون نوشت که اقتباسی بود از رمان یاسوهیکو تاکیگوچی. هاشیموتو در پریود زمانی که با کروساوا هم‌کاری می‌کرد گامی مهم در صنعت سینمای جاپان برداشت. حرکتی نو که در آن ژانر سامورایی را از قالب‌های کلیشه‌ای رها کرده و به شخصیت‌ها فیلم پیچیده‌تر و انسانی‌تری پرداخته می‌شد. در هاراکیری این نگاه انسان‌گرایانه به اوج می‌رسد و در تقابل با ایدئولوژی خشک «بوشیدو» به معنای راه و رسم زنده‌گی سامورایی‌ها قرار می‌گیرد. هم‌کاری کوبایاشی و هاشیموتو در این اثر، حمله‌ای سهمگین و مستقیم به‌منطق جزمی اربابان فئودال و دروغ‌های نظام سامورایی بود. هاراکیری یا سپپوکو خودکشی سامورایی‌هاست که از آیین سامورایی جاپان سرچشمه گرفته‌ است. هاراکیری قرن‌ها در میان سامورایی‌ها مرسوم بود و اغلب برای حفظ شرف، وفاداری و ایمان، آزاد شدن روح و در بعضی موارد آزاد شدن قدرت انجام می‌شد و در آن سامورایی با خنجری مخصوص شکم خود را دریده و روده‌هایش را بیرون می‌کشید. مفهومی هاراکیری را امروزه با عنوان بدخیم، کشنده‌ی و وحشت‌ناکِ انتحاری می‌شناسیم. هاشیموتو که مدت‌ها به این موضوع علاقه داشت، در این فیلم‌نامه به کنکاش دقیق این آیین خونین پرداخت. در این رسم وحشیانه، سامورایی‌ها با شمشیر کوتاهی به نام تانتو شکم خود را می‌دریدند تا راستی درون‌شان را نشان دهند. پرینس این عمل را معادل غربی «حرف زدن از ته دل» می‌داند. حفظ آرامش در این خودکشی دردناک، شرافت سامورایی را ثابت می‌کرد. داستان فیلم در سال ۱۶۳۰ و در دوره‌ی ادو می‌گذرد. ادو نام قدیمی توکیو در دوره‌ی حکومت ادوباکوفو بود؛ زمانی که «بوشیدو» به‌عنوان مانیفست و مرام‌نامه‌ی زیست سامورایی‌ها تدوین شد. در این دوره بسیاری از سامورایی‌ها بی‌کار شده و به «رونین» یا سامورایی‌های بی‌ارباب تبدیل شدند. برخی برای زنده ماندن دست به دزدی می‌زدند و برخی دیگر با تظاهر به درخواست سپپوکو، از خاندان‌های متمول جهت زنده ماندن و خرید نان و برنج نوعی «اخاذی» می‌کردند؛ البته نمی‌دانم که واژه‌ی اخاذی در این موضوع درست است یا نه اما هر چه فکر کردم نتوانستم معادلی جاافتاده‌تر که حق مطلب را ادا کند پیدا کنم و ناگزیر از اخاذی استفاده کردم. کوبایاشی در هاراکیری خاندان اِیی را به‌عنوان نمادی از نظامی بی‌روح و سنگ‌دل به‌تصویر می‌کشد. همان‌طوری که در ابتدای این متن اشاره شده فیلم با نمایی از زره‌ی نمادین این خاندان آغاز می‌شود؛ زره‌ای که استحکام دروغین نظام سامورایی را نماینده‌گی می‌کند. کتاب وقایع‌نگاری این خاندان در تاریخ ۱۳ می ۱۶۳۰ در مورد داستان اصلیِ که کتاب و فیلم هاراکیری بر پایه‌ی آن خلق شده‌اند؛ می‌نویسد که هیچ روی‌داد مهمی در تاریخ این خاندان رخ نداده است. تلاشی برای جلوگیری از درزِ موضوع از بین بردن زره‌ی پوشالی توسط یک سامورایی. داستان فیلم چنین شروع می‌شود که هانشیرو تزوگومو با بازی خیره‌کننده‌ی تاتسویا ناکادای‌‌(در پستی جداگانه به بازی این هنرمندِ به‌شدت خاص سینمای جاپان خواهم پرداخت) به دروازه‌ی خاندان اِیی برای فراهم شدن فضا و مراسم ویژه‌ای، جهت هاراکیری کردنش مراجعه می‌کند. او رونین ژنده‌پوش و بسیار با جذبه‌ای است. لرد کاگیو سایتو با بازی رنتارو میکونی پیش از موافقت با این درخواست با تعریف کردن داستان عبرت‌آموز موتومه چیزوئیوا با بازی آکیرا ایشیهاما؛ رونینی که چند روز قبل با شمشیرهای بامبویی یا چوبی برای سپپوکو آمده بود و در لحظات آخر از ترس ابراز پشیمانی کرد؛ قصد دارد تا او را از انجام هاراکیری منصرف کند. فیلم با فلاش بک به گذشته پیش می‌رود و لرد داستانش را ادامه می‌دهد و می‌گوید که برای عبرت دیگران، چیزوئیوا را مجبور به انجام سپپوکو با همان خنجرهای چوبی بامبو کردند. این صحنه‌ی تحمل‌ناپذیر، یکی از دردناک‌ترین سکانس‌های تاریخ سینماست. چیزوئیوا با زجر بسیار، بارها و بارها خنجر چوبی را در شکمش فرو می‌برد، در حالی که نگهبانان مسلح و وحشی خاندان اِیی با نگاهی تحقیرآمیز نظاره‌گر او هستند. بلاخره پس از تحمل درد و زجر فراوان، زبانش را می‌بلعد تا از شر این شکنجه‌ی مرگ‌بار رها شود. در این صحنه کوبایاشی بی‌پرده نمایش می‌دهد که شرافت سامورایی در عمل چه شکلی دارد؛ شکنجه‌ای بی‌رحمانه در خدمت حفظ نظام. تزوگومو پس از شنیدن داستان چیزوئیوا، با آرامشی مرگ‌آور فاش می‌کند که او پدرخانم چیزوئیوا است. چیزوئیوا به‌خاطر نجات خانواده‌ی بیمار و گرسنه‌اش، شمشیرهایش را فروخته بود و با شمشیرهای چوبی می‌گشت. اما خاندان اِیی به جای کمک، او را مجبور به مرگی تحقیرآمیز کرد. تزوگومو سپس سه دسته موی (کاکل) بریده شده که نماد شرافت سامورایی‌ست را پیش پای سایتو می‌اندازد؛ اثباتی بر این‌که سه سامورایی برتر خاندان آن‌ها که در مرگ چیزوئیوا نقش اصلی داشتند را در دوئل تن به تن شکست داده است. تزوگومو خشم انباشته و فروخوده‌اش را فریاد می‌زند و می‌گوید: «این چیزی که شما شرافت سامورایی می‌نامید، جز ظاهری فریبنده نیست!” داستان فیلم به نبردی حماسی می‌رسد که در آن تزوگومو علیه‌ی ده‌ها جنگ‌جو می‌جنگد. اما نظام حاکم به این شورشی هم رحم نمی‌کند. در آخرین لحظات، تزوگومو زره‌‌ی نمادین را به زمین می‌کوبد، و در حالی که به شدت زخمی است شمشیر را به شکمش فرو و هاراکیری می‌کند. پرینس اشاره می‌کند که این خودکشی نشان می‌دهد حتی تزوگومو هم نتوانسته کاملاً از چنگال ایدئولوژی بوشیدو رها شود. این تراژیک‌ترین پیام فیلم است؛ نظام‌های فاسد شورشیان و جنگ‌جویان خود را هم می‌بلعند. در صحنه‌ی پایانی، زره دوباره به جای خود بازگردانده می‌شود، گویی هیچ‌چیز اتفاق نیفتاده است. کوبایاشی با این پایان‌بندی خاص نشان می‌دهد که تاریخ رسمی همیشه دروغ می‌گوید. روی‌دادهای مهم یا حذف می‌شوند یا تحریف. داستان فیلم نشان دهنده‌ی این مورد مهم است که هرچند نظام‌های فاسد همیشه خود را بازسازی می‌کنند، حتی یک فرد هم می‌تواند ولو برای لحظه‌ای پرده‌ی ریاکاری را کنار بزند. کوبایاشی در هاراکیری از نورپردازی نمایشی و ترکیب‌بندی‌های متقارن استفاده می‌کند تا سلسله‌مراتب خشک جامعه‌ی فئودالی را نشان دهد. فیلم‌بردار یوشیو میاجیما با نماهای گسترده و کج‌کردن‌های ناگهانی دوربین، فضایی خفقان‌آور خلق می‌کند. برخلاف نبردهای پرشور کوروساوا، سکانس‌های نبرد در هاراکیری عمداً کند و سنگین هستند تا خشونت را واقعی‌تر نشان دهند. کوبایاشی خود اعتراف کرده که با این فیلم می‌خواسته کوروساوا را به چالش بکشد


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب