پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

اشعار به زبان ترکی -علی چاپار

علی چاپار

  • متولد ۱۳۴۲ در شهر اهر /  استان آذربایجان شرقی
    • شاعر، روزنامه‌نگار
    • انتشار «نمونه‌های نثر» و «قار چیچگی»(گل یخ) ویژه روزنامه «فروغ آزادی» تبریز در دهه‌های ۶۰ و۷۰ و همکار «فصلنامه بین‌المللی آذری» و مجله «ایشیق».
    • کیتابلاریم قوجالمیرلار
    • من قوجالیرام!..
    • صفحه‌لری آغارمیر هئچ
    • ساچلاریم آغاریر آنجاق
    • صفحه – صفحه اوخودوقجا من اونلاری
    • هر زامان،
    • هر چاغ !….
    • کیتابلاریم
    • زمانه‌نین وارلیغیلا
    • یول سالدیریر اوره‌ییمدن.
    • کیتابلاریم قوجالمیرلار
    • من قوجالیرام
    • هر گئچدیکجه بو یوللاردان.
    • کیتابلاریم گاه گولدورور،
    • گاه آغلادیر.
    • کیتابلاریم آغیر – آغیر
    • یوک قالاییر کوره‌ییمده.
    • کیتابلاریم آینادیرلار
    • کیتابلاریم بولاقدیرلار
    • من اونلاردا عکس اولونموش
    • هر بیر نه‌یه باخیرام هئی.
    • بولاق کیمی اؤز ایچیمده قاینایاراق،
    • اؤز ایچیمدن آخیرام هئی!…
    • آخا – آخا
    • قوجا بابا آدیندا بیر
    • یئنی کیتاب اولاجاغام.
    • صفحه – صفحه اوخوندوقجا
    • گنج‌لشه‌جم.
    • نوه‌لریم واراقلاییب
    • قوجالاجاق منی هر گون!…یاشاماغین نغمه‌سیدیر
    • کیتابلاردا عکس اولونان
    • هر یاس، دویون …
    • نوه‌لریم
    • دینله‌یه‌جک بو نغمه‌نی،
    • اوخویاجاق بو نغمه‌نی.
    • نغمه بویدا
    • نغمه‌لره چئوریله‌جک نوه‌لریم.
    • یئنی کیتاب عنوانلاریم و گله‌جک نوه‌لریم!…
    • کتاب‌هایم پیر نمی‌شوند
    • من پیر ‌می‌شوم!…
    • صفحات‌اش سفید نمی‌شوند
    • موهای من اما سفید می‌شوند
    • هر زمان که می‌خوانم‌شان صفحه به صفحه
    • هر زمان
    • هر آن.
    • کتاب‌هایم
    • با هستی زمانه
    • راه می‌گشایند از قلب‌ام.
    • پیر نمی‌شوند کتاب‌هایم
    • من اما پیر می‌شوم
    • در گذر از این ره‌گذر.
    • کتاب‌هایم
    • گاه می‌خندانندم
    • گاه می‌گریانند
    • کتاب‌هایم
    • کول‌بارم می‌شوند به سنگینی.
    • کتاب‌هایم آینه‌اند
    • چشمه‌اند
    • من همواره می‌نگرم
    • به بازتاب هرچه در درون‌‌شان است،
    • چون چشمه‌ئی جوشان
    • می‌جوشم از درون و جاری می‌شوم
    • و در این ره‌گذر
    • کتابی تازه خواهم شد با نام پدربزرگ پیر
    • که با هر صفحه خوانده شدنش
    • دوباره جوان خواهم شد.
    • نوه‌هایم نیز با هرروز ورق زدنش
    • پیر خواهند شد!…نغمه‌های زنده‌گی‌اند
    • سوگ‌ها و شادی‌های کتاب‌ها
    • نوه‌هایم گوش خواهند داد نغمه‌هایش را
    • و خواهند خواند نغمه‌هایش را
    • خودشان هم هم‌قامت نغمه‌ها
    • نغمه خواهند شد.
    • عنوان‌های تازه‌ی کتاب‌هایم
    • و نوه‌های آینده‌ام!…

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب