شعرشعر
شعرشعر
-
نشست ادبی شیراز- آرام روانشاد
روایتی خاطرهنگارانه، طنزآمیز و انتقادی از برگزاری نخستین نشست ادبی دربارهٔ صادق هدایت در شیراز؛ روایتی از شور ادبی، حاشیههای غریب مخاطبان و مواجهه با سازوکار نظارت فرهنگی.
-
بدرود ستارهٔ شبانه- منوچهر دوستی
«بدرود، ستارهٔ شبانه» شعری است در فضای وداع، ایستادگی و بازگشت به خاستگاه درونی. شاعر با تصویرهایی چون «ماهی سیاهِ کوچکِ جان»، «دریا»، «مرغ ماهیخوار»، «چوب سیاه شب» و «کهکشان ماهیهای کوچک»، جهانی نمادین میسازد که در آن زندگی، خطر، سکوت، آشفتگی و رهایی در کنار هم حضور دارند.
-
زخمی ترین گوزن فلات- حسین دولت آبادی
«زخمیترین گوزن فلات» متنی است در مرز خاطره، مرثیه و شهادت ادبی؛ روایتی که سعید سلطانپور را نه فقط بهعنوان شاعر، نمایشنامهنویس و مبارز سیاسی، بلکه بهمثابه انسانی زنده، حساس، شوریده و بیقرار به یاد میآورد. در این نوشته، تصویر سعید از قاب تاریخ بیرون میآید و با لبخند، خشم، مهربانی، صراحت و زخمی که…
-
ویترین- پونه بریرانی
«ویترین» روزنوشت/جستاری ادبی است دربارهی دیدهشدن، میل، مصرف، فقر و تنِ شهری در زمانهی جنگ و فرسودگی. نویسنده با زبانی شخصی، تند و تصویری، از ویترین مغازهها به ویترین بدنها، شبکههای مجازی، خیابان، طبقه، زیبایی و طردشدگان شهر میرسد. متن میان خودنگاری، نقد اجتماعی و نثر شاعرانه حرکت میکند و از شلختگی آگاهانهی روزمره، تصویری…
-
اکنون دیگرتو دوری- ترجمه آنی هُوسپیان
این شعر، احضارِ تاریکِ روحی زخمی در مرز دوزخ، خاطره و جنون است؛ گفتوگویی با موجودی دور و نفرینشده که هم معشوق است، هم شر، هم سایهای برخاسته از اعماق گناه. شاعر با تصویرهایی سوررئالیستی چون قیر جاودانه، فرشتههای مرده، محرابِ مدفون و عروسکِ کهنه، جهانی میسازد که در آن رهایی دیر رسیده و انسان،…
-
حالا ۲۹خرداد صفر پنج – ریحانه جباری
این متن، یادداشتِ زادروزیست که شمعهایش در بادِ جنگ روشن میشوند؛ روایتی از انسانی که از میان آوار، نان، مرگ و مصادرهی نامها عبور کرده و هنوز تکههای خود را با لبخندی خیس به هم میدوزد. نویسنده در مرز اندوه و ایستادگی میایستد؛ نه میخواهد شهیدِ روایت کسی باشد، نه سربازِ پرچمی که باورش ندارد.…
-
چشم مرا ببند- خسرو باقرپور
در شعر «چشمِ مرا ببند…» شاعر با زبانی فشرده و تصویری، خستگی انسان معاصر را در برابر روزمرگی، تکرار، ارقام، خیابانها و چهرههای آشنا به نمایش میگذارد. جهان شعر، جهانی آکنده از غبار، بیسرانجامی و سکوت است؛ اما در دل همین تاریکی، شب به هیأتی مهربان پناهگاه میشود و شعر همچون قطرهای کوچک بر گونه…
-
در ستایش اندیشه- قاسم قره داغی
این نوشته تأملی انتقادی دربارهٔ عادیشدن ویرانی، فرسودگی اجتماعی و خطر از دست رفتن توان اندیشیدن مستقل در جهان معاصر است. نویسنده با تمرکز بر تجربهٔ ایران، نشان میدهد که استبداد تنها با سرکوب سیاسی دوام نمیآورد، بلکه با اشغال تخیل، تضعیف امید و بیاعتبار کردن حقیقت، جامعه را به ناتوانی عادت میدهد. متن در…
-
این داستان، روایتی شکسته و درونی از ذهن انسانی خسته، زخمی و در آستانهٔ فروپاشی است؛ ذهنی که میان بازجویی، خاطره، عشق، شکنجه، فقدان و خیابانهای سرکوبشده رفتوآمد میکند. روایت بر زمان خطی را میشکند و گذشته و اکنون را در هم میآمیزد؛
-
داستان کوتاه- ناهید وفایی
کیسههای سیاه در زبالهها رهایم نمیکنند. این داستان کوتاه برگرفته از ایمیلی است که فردی ناشناس از ایران برای علی رها گذرسوز فرستاده و از او خواسته بود آن را بازنشر کند. برای حفظ امانت، محتوا به همان شکلِ اصلی و تنها در قالب یک روایت داستانی بازنویسی شده است
-
چند شعر- احمد اژدر
هوا وُ درخت یخ آجین، باغ در هجومِ بادُ سرما، بلبلی با بُغضِ در گلو، چَهچَهه ی بهارانه را بَر شاخسار برای کودکانش زمزمه میکرد .
-
راه نرفته- عباس سماکار
شاعر در این شعر دعوتی کرده است به عبور از ترس و تردید؛ سفری به سوی راههای نرفته و بلندیهای خطرپذیر، جایی که زندگی با همهٔ سختیاش، شکوهِ خود را در دلِ خطر، غرور و ایستادگی آشکار میکند.
-
شعر- از رُز آران
شعری آمیخته با اندوه، جنوب، شرجی، خاطره و تصویرهایی از باران و کارون؛ روایتی کوتاه از سنگینی روزها و مسافرانِ رفتهی یک فصل.
-
پاشنه آشیل- احمد خلفانی
نثر شاعرانه احمد خلفانی روایتی از انسانی است که حساسیتش تنها در چشم و گوش نیست؛ سراسر وجودش در برابر نگاه ها، حرف ها، حرکت های رنج آور آسیبپذیر است، و قلبش چون قناری کوچکی با هر حرکت تلخ از پا میافتد.
-
«از فیلترشکن تا کالابرگ؛ سیاحتنامهٔ عصرِ بیبضاعتی»
روایتی طنزآمیز و تلخ از زندگی روزمره در روزگار گرانی، فیلترینگ و کالابرگ؛ جایی که مردم میان فشار اقتصادی، عادت به بحران و تلاش برای حفظ امید، همچنان با ناله، خنده و فراموشنکردنِ حق خود زنده میمانند.
-
سوگنامه ای برای پروین- فریار اسدیان
«سوگنامهای برای پروین» شعری است در ستایشِ حضوری که با رفتن پایان نمییابد. فریار اسدیان با زبانی تصویری و اندوهگین، خاطرهی پروین را در آینه، باد، پاییز و گلزخم بازمیسازد؛ خاطرهای که هم زیباست و هم زخمی. شعر، مرثیهای آرام برای عشق، فقدان و ماندگاری چهرهای است که در قاب زمان باقی مانده و پرسشِ…
-
اثر: اکنون من- ترجمه : آنی هوسپیان
در شعر «اکنون من» از ادوار هارنتس، با ترجمهی آنی هُوسِپیان، زبان در مرز میان سکوت، امید، عشق و نیایشی درونی حرکت میکند. شاعر از تصویرهایی با رنگمایهی آیینی، مانند دعا و کلیسای امید، نه برای بیان مذهبی مستقیم، بلکه برای ساختن فضایی نمادین و رازآلود بهره میگیرد. در این جهان شاعرانه، عشق به شکل…
-
درها شاهد بودند- منوچهر دوستی
این شعر، تصویری از شهری در لحظهی بیداری و دگرگونی است؛ شهری که درهایش، دیوارهایش و خیابانهایش شاهد عبور تاریخ، گرسنگی، خاطره و پرسشاند. شاعر از دل دوردست، گذشته را مرور میکند و در میان سپیدی موها، ردّ روشنِ فردا را میجوید.
-
آئینه غروب/ کامبیز لاجوردی
این شعر، مکثی اندوهناک در برابر حافظهی زخمی تاریخ است؛ جایی که غروب به آینهای بدل میشود برای دیدن خونهای ریخته، اشکهای نریخته و یادهای گمشده. شاعر با زبانی تصویری و تلخ، غربت انسان را در برابر کشتار، سکوت و فراموشی به تصویر میکشد؛ احساسی میان اندوه، حیرت و بیداری تاریخی.
-
پژواک- فریبا صادق/ آتش
«پژواک» روایتی شاعرانه از زنی است که در آینهای عتیقه، نه فقط چهرهی امروز خود، بلکه سایههای فراموششدهی جوانی، عشق، فقدان و خویشتنِ گمشدهاش را بازمییابد. داستانی میان خواب و بیداری، گذشته و اکنون؛ دربارهی بازگشت به درونی که سالها در سکوت مانده است.
-
مرگ انسانیت- نرگس کرمی
روایتی تلخ از تنهایی زنی در مراقبت از پدر بیمار؛ تنهاییای که در جامعهای فرسوده، نه همدلی میآفریند و نه انصاف، بلکه گاه او را به طعمهای آسان برای سودجویی، تحقیر و چاپیدن بدل میکند.
-
خشونت ساختاری «مرکز» در برابر خشونت مستقیم «حاشیه»! خالد رسول پور
این نوشته تلاشی است برای نقد نگاهی که خشونت در مناطق پیرامونی ایران را به «فرهنگ» یا «سرشت» مردم آن مناطق نسبت میدهد، بیآنکه نقش فقر، محرومیت، تبعیض نهادی و توسعهنیافتگی تحمیلشده را ببیند. متن، با تفکیک میان خشونت مستقیم و خشونت ساختاری، نشان میدهد که بسیاری از آسیبهای اجتماعی را باید در بستر نابرابریهای…
-
جنگ، سرکوب و مسئله سازماین یابی مردم- صمد وکیلی
این مقاله با نگاهی انتقادی، پیوند میان جنگ، سرکوب و امکان سازمانیابی مردم را بررسی میکند. نویسنده نشان میدهد که جنگ نهتنها حاصل سیاستهای قدرتهای درگیر، بلکه ابزاری برای تشدید کنترل اجتماعی و خاموشکردن مطالبات مردمی است. نقطهٔ قوت متن در تأکید بر استقلال سیاسی مردم است: نه دفاع از جمهوری اسلامی، نه امید بستن…
-
سخن نخست ، هیئت تحریریه درنگ فرانکفورت
در روزگاری که کلمات یا به بند کشیده میشوند یا به خدمت قدرت درمیآیند، نوشتن همچنان میتواند کنشی برای ایستادگی باشد؛ کنشی برای بهیادآوردن، برای پیوند زدن، و برای اعتراض به سکوتی که بر انسان معاصر تحمیل شده است. فصلنامهٔ در چنین افقی پا به عرصه گذاشته است: نه صرفاً بهعنوان یک نشریهٔ ادبی،
-
او گل بود/ رضا باقری
این شعر روایتِ رهایی از عشقی است که در ظاهر عطر و زیبایی دارد، اما در ژرفای خود زخمی پنهان و زهرآلود بر جا میگذارد. تصویرِ «گلِ صحنهای تاریک» فضایی سینمایی و درونی میسازد؛ جایی که عشق، هم فریبنده است و هم آسیبزننده. شاعر در برابر خواستِ دیگری برای تغییر دادنِ هویت او میایستد و…
-
من می خواهم پیغمبر شوم
این نوشته با نگاهی دقیق و ستایشآمیز، از یک جملهی کوتاه در پرسپولیس به دریچهای گسترده برای فهم جهان فکری مرجان ساتراپی میرسد. نویسنده هوشمندانه نشان میدهد که آرزوی کودکانهی «پیغمبر شدن» در این اثر، صرفاً یک خیال ساده نیست، بلکه نشانهای از شور آزادی، اعتراض به مردسالاری و میل به بازنویسی نظمی تاریخی است…
-
زیر نور خسته این شهر- فریبا رها
این شعر تصویری آرام و اندوهناک از زیستن در دل اضطراب جمعی و سایهی جنگ است؛ جایی که بلاتکلیفی، ترس و انتظار، روزهای انسان را در خود متوقف کردهاند.
-
درآن دم که از بلندای تو- مترجم آنی هوسپیان
این شعر، خطابی عاشقانه و رازآلود در آستانهی سقوط، بازگشت و رهایی است. شاعر با زبانی تصویری و آیینی، از ترسِ گمشدن در خواب، شرم، عشق و تاریکی سخن میگوید و در دل این هراس، روشنایی، صدا و نام را چون پناهی برای ادامهی بودن فرا میخواند.
-
در بزرگداشت پرویز قلیچ خانی
کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید، با احترام و قدردانی، بزرگداشت پرویز قلیچخانی را پاس میدارند؛ چهرهای ماندگار که نام او نه تنها با تاریخ ورزش ایران، بلکه با ایستادگی در راه آزادی اندیشه، عدالت اجتماعی، استقلال رأی و کرامت انسانی پیوند خورده است
-
شعری علیه جنگ از رضا عابد
این شعرِ رضا عابد، بیانیهای شاعرانه علیه دخالت، جنگافروزی و فریبِ قدرتهای مدعی حمایت است. شاعر با تکیه بر نمادهایی چون نوروز، بهار، کبوتران صلح و نام مصدق، از حافظهی تاریخی مردم ایران سخن میگوید؛ مردمی که طمع قدرتهای خارجی را شناختهاند و دیگر فریب شعارهای پرزرقوبرق را نمیخورند. لحن شعر صریح، اعتراضی و میهندوستانه…
-
رؤیاهای ایرانی- تحلیل انتقادیِ تاریخ، دین و فرهنگ ایران باستان: محمود فلکی
این مقاله جستاری از کتاب جدید منتشر نشدهی من زیر عنوانِ «رؤیاهای ایرانی- تحلیل انتقادیِ تاریخ، دین و فرهنگ ایران باستان» است که برای نخستین بار اینجا منتشر میشود. این مقاله و کتاب را به استاد یداله موقن تقدیم میکنم که متأسفانه اخیراً از میان ما رفت. این کتاب قرار است توسط انتشارات فروغ (کلن)…
-
منوچهر رادین
منوچهر رادین یکی از چهرههای برجسته تئاتر ایران است. او به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر فعالیت داشته است. او در دهههای گذشته نقش مهمی در صحنه تئاتر ایران ایفا کرده و آثار متعددی را خلق کرده است، او عضو کانون نویسندگان ایران (درتبعید) و انجمن قلم ایران در تبعید است .
-
کتاب حسین یخچالی رضا باقری
رمان حسن یخچالی سرگذشت کودکان کار درسال های دهه سی وچهل یعنی قبل از شکل گیری ۱۵ خرداد و سرکوب آن حرکت یا قبل از رفراندوم شاه با نام «انقلاب سفید» می باشد. مشاهده/ مطالعه کتاب: https://حسین یخچالی با ویراستاری نو مهر ماه ۱۴۰۳ فرانکفورتdocx.pdf https://www.example.com
-
سیاوش میرزاده
غایبِ همیشه در باد زمزمهٔ هر درزدنی لبخندی به قاب کهنهٔ پنجره می نشاند
-
مارگاریت- علی رادبوی
دیگر برایم عادت شده است که ساعت دو و نیم صبح کلهی سحر از خواب بیدار شوم. اکر رادیوی ساعت رومیزیاش هم بیدارم نکند، از صدای جر و جر تختخوابش حتما بیدار میشوم. از تختخوابم پایین میآیم، میروم توی اطاق نشیمن.
-
توفان می لغزد- منوچهر دوستی
توفان می لغزد توفان لغزیده زیر پوست شهر!
-
کاتب، کاج های کهنسال وزاغچه ها ( ادبیات تبعید)- حسین دولت آبادی
… رنج هنر و ادبیات را به وجود آورده است. من هیچ هنرمندی نمیشناسم که با رنج بیگانه باشد؛ با این همه اگر هنرمند تبعیدی خودکشی نکند و دوام بیاورد؛ با این رنج به گونهای کنار میآید و بناچار زندگی میکند. هر چند زندگی نویسنده، اضطرابها، دغدغهها و دلتنگیها، ملال و افسردگیهایِ او با زندگی…
-
به تو می اندیشم- رضا باقری
به تو می اندیشم نه از سر شناخت از سر خلأیی که نام تو را گرفته است نمیدانم چشمانت چه رنگیست سیاه، یا آبی،
-
در آمدی بر ادبیات تبعید- حسین دولت آبادی
درآمدی بر ادبیات تبعید حسین دولتآبادی در این نوشتار کوتاه، با تمایز میان مفاهیم «مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید»، به تجربه زیسته انسان تبعیدی میپردازد؛ انسانی که نه از سر انتخاب، بلکه در گریز از سرکوب و خطر، از میهن جدا شده و در تعلیقی دردناک میان گذشته و اکنون زیست میکند. این متن، تأملی…
-
فصلنامه شعر و قصه فرانکفورت زمستان خونین ۱۴۰۴
-
بر کوه، میان صداها – رضا باقری
باد از لابهلای سنگها میگذشت؛ نه مثل صدایی که فقط شنیده شود، بلکه مثل دستی که بر پیشانی آدم کشیده شود و چیزی را از زیر پوست بیرون بکشد؛ چیزی قدیمی، چیزی که آدم خیال میکند فراموش شده، اما نیست، هرگز نیست.
-
یک شب سیاه طولانی- عباس سماکار
یک شب سیا ه طولانی ما به چیزهای عجیب عادت نداشتیم. به همین دلیل، وقتی ناگهان شب شد همگی جا خوردیم. اول، ابر سیاهی همۀ آسمان را کیپتاکیپ پوشاند. بعد هوا سرد شد و تاریکی همهچیز را در خود غرق کرد. آدمهای بزرگ تعجب کرده بودند. مثل وقتی شده بود که ناگهان رگبارهای تند، پیش…
-
شعر
شعرشعر